داستان کوتاه از: Front-end یا Back-end

داستان کوتاه از: Front-end یا Back-end

همیشه هرکی می خواد از من مشاوره بگیره, میپرسه بهمن؟ HTML یا PHP.

خنده داره نه؟

البته برای خیلی خنده نداره و برای بعضی ها ….خب هست.

دور نشم از بحث, بحث فرانت اند یعنی طراحی قالب و عناصر موجود در قالب و

بحث بک اند بحث یعنی ساختن بخش مدیریت ک  نیاز چندانی به قالب نداره. مثلا همین وردپرس ما 🙂 همینطوریه. فقط یک قالب با چند رنگ متفاوت. همین!

پس فرانت اند بیشتر بازار داره.

ولی بک اند بیشتر حقوق داره.

 

(تجربه ی من میگه, لطفا شمام هم تجربتونو در میون بذارید)

 

چون اکثر شرکت ها یک بک اند کار میگیرن و اون نفر تقریبا ثابته.

اما فرانت اند ها بیش از یکی هستند. پس حقوقش می تونه بیاد پایین چون به راحتی قابل تعویضه. ممکنه بگید این موضوع در مورد بک اندر ها چطوره؟ اون ها افرادی هستند سخت کوش, با اراده و مصمم. برنامه نویس بودن کار همه نیستش. قصد بی ادبی ندارم, ولی کسی که توی کشور ما که پشیزی ارزش برای برنامه نویس ها قائل نیستند, برنامه نویس شدن فوق العاده پر ارزشه. اما شما در هر میوه فروشی, عه عذر می خوام, خدمات کامپیوتری هم بری میگه “الان با فتوشاپ درستش می کنم!!!!….!!!….!!!!”.

 

 

پس خوشبختانه فراگیره. و HTML  و  CSS زبان برنامه نویسی نیستند. زبان کد نویسی هستند. پس فوق العاده راحت تر هستند. چه در یادگیری چه در اجرا. البته برای اجراش کمی تا قسمتی هنر لازمه.

به هر حال. نتیجه با خودتون. یا حق

بازدید: 6

نظر خودتون رو بنویسید.

avatar
  اشتراک  
به من وقتی خبر بده که: